@»{$$ لسکوکلایه بزرگ | شهریور ۱۳۹۲

 رباعی شمارهٔ ۲۴ مولانا

ای دوست به دوستی قرینیم ترا

هرجا که قدم نهی زمینیم ترا

در مذهب عاشقی روا کی باشد

عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا


برچسب‌ها: بندر کیاشهر, عکس دریا کیاشهر, لب دریای لسکوکلایه
+ نوشته شده توسط شفیعی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 12:41 |

دانلود ریمیکس جدیدو فوق العاده علی عبدالمالکی به نام فقط تا هفت روز

دی جی سروش و علی عبدالمالکی

Mohsen Soofiyani & YA30N - Faghat Ta 7 Rooz


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شفیعی در شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 15:37 |
غصه هایت را با "قاف" بنویس که
هرگز باورشان نکنی!
آنگـــــــاه فقط "قصه" است و بــــــــس...

خدایـــــــــا شکرت ...

+ نوشته شده توسط شفیعی در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 14:3 |

♥ ♥ ♥

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.

♥ ♥ ♥

+ نوشته شده توسط شفیعی در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 17:11 |

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را            باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را

تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را                        بر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را

با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خود         ما را تو کن همراه خود چیزی بده درویش را

چون جلوه مه می‌کنی وز عشق آگه می‌کنی               با ما چه همره می‌کنی چیزی بده درویش را

درویش را چه بود نشان جان و زبان درفشان                نی دلق صدپاره کشان چیزی بده درویش را

هم آدم و آن دم تویی هم عیسی و مریم تویی             هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را

تلخ از تو شیرین می‌شود کفر از تو چون دین می‌شود      خار از تو نسرین می‌شود چیزی بده درویش را

جان من و جانان من کفر من و ایمان من                     سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را

ای تن پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن                منگر به تن بنگر به من چیزی بده درویش را

امروز ای شمع آن کنم بر نور تو جولان کنم                   بر عشق جان افشان کنم چیزی بده درویش را

امروز گویم چون کنم یک باره دل را خون کنم                 وین کار را یک سون کنم چیزی بده درویش را

تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی                    خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را

جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم                    تو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را

♥ ♥ ♥

+ نوشته شده توسط شفیعی در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 14:1 |
فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!

گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !

از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!

چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!

چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!

صدای فریادم را همه شنیدند جز او که باید میشنید!

اشکهایم را همه دیدند!

آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!

گرفتار عشقی که باور ندارد مرا ،

فکر میکند که این عشق مثل عشقهای دیگر این زمانه خیالیست ، حرفهای من بیچاره دروغین است!

حالا دیگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نیاورم ، دیگر اشک نریزم و درون خودم بسوزم !

اگر دلتنگت شدم با تنهایی درد دل کنم و اگر مردم نگویم که از عشق تو مردم !

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، دیگر رفتنی نیست ، جنون که آمد ، عقل در زندگی حاکم نیست!

آنقدر به پایت مینشینم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگی میکنم تا بمیرم !

گرچه شاید مرا به فراموشی بسپاری ، اما عشق برای من با ارزش و فراموش نشدنیست

حالا 3 خط آخرش هچی ... :)

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شفیعی در دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 15:16 |

ازدواج يک نياز طبيعي است و در اين هيچ شکي نيست. اما بايد دلايل منطقي براي آن داشته باشيم.


شايد شما هم شنيده باشيد که مي گويند فلاني هنوز وقت ازدواجش نرسيده است، اين حرف فقط خطاب به آن هايي گفته نمي شود که سن شان کم است يا شرايط و پيش نيازهاي اوليه و لازم ازدواج را ندارند، گاهي اوقات برخي از افراد دور و برمان دلايل بچگانه و ناپخته اي براي ازدواج دارند و براساس همين دلايل پاي سفره عقد مي نشينند، ولي وقتي در ازدواج به اهداف خود نمي رسند آن جاست که تازه احساس پشيماني و شکست مي کنند، غافل از اين که کمي دير شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شفیعی در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 13:17 |
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گیرد

گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند

مواظب بعضی یک ها باشیم !

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند.

+ نوشته شده توسط شفیعی در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 0:33 |

هر کــــــاری میخوای بکنی بکنــــ

میخوای مارو بزن... میخوای خفه کنـــ

فقط این کاری که کردیــــ باهام نکنـــ

خونــــــه رو همـــــ  کثـــــیف نکنــــ :دی

+ نوشته شده توسط شفیعی در یکشنبه هفدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 0:30 |
خدایا نزار کسی از دستم ناراحت بشه

نزار دل کسیو بشکنم

نــــــــــزار

دلم گرفته خــــــدا چرا اینطوری میشه !!!

+ نوشته شده توسط شفیعی در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 13:23 |
ﺧـﺪﺍﯾـــــﺎ!!!
ﺩﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺯﺩﻡ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﻧـﻪ ﺍﻡ ؛
ﻣﺎﺕ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ !!..
ﻃﻠﺒــــﮑﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﯿﺴـــﺘﻢ !!..
ﻓﻘـــﻂ
ﻣﺸـــﺘﺎﻕ ﺍﯾﻨﻢ ﮐﻪ ﺑـﺪﺍﻧﻢ

ﺗــﻪ ﻗﺼـــﻪ ﭼـــﻪ ﻣﯿﮑﻨـﯽ ﺑﺎﻣــﻦ .. ؟؟


+ نوشته شده توسط شفیعی در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 22:0 |

رضا اسفندیار و امید علومی آهنگ من تو رو دارم

آهنگ جدید و فوق العاده زیبا از رضا اسفندیار به همراهی امید علومی به اسم من تو رو دارم

رضا اسفندیار و امید علومی آهنگ من تو رو دارم

براي دانلود روي آهنگ مورد نظر خود کليک راست کنيد و بعد گزينه Save Target As را بزنيد

فرمت : Mp3 / کيفيت : 320Kbps

فرمت : Mp3 / کيفيت : 128Kbps


برچسب‌ها: تکصدا, تک صدا
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شفیعی در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 13:33 |

 اگه به یــــــه نفر قول دادے باهــــــاش بمونے ...

دیگه حق ندارے چراغ امیــــــد دلشو خــــــاموش کنے ...

رو حرفــــــت باش و عاشقش بــــــاش...

مطمــــــئن باش دنیــــــاشو به پات میــــــریزه...


+ نوشته شده توسط شفیعی در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 19:22 |
تو اگه پاییز زردی
واسه من بهار سبزی

تو اگه هوای سردی
واسه من همیشه گرمی

تو اگه ابر سیاهی
واسه من ابر بهاری

تو اگه دشت گناهی
واسه من یه بی گناهی

تو اگه غرق نیازی
واسه من یه بی نیازی

تو اگه رفیق راهی
واسه من یه تکیه گاهی

تو اگه دلت از سنگه
واسه من خیلی قشنگه

تو اگه باده پرستی
اگه مستی هر چه هستی

من تو را با آنچه هستی
دوستت دارم


برچسب‌ها: دلنوشته 920611, دل نوشته, دلنوشته ها
+ نوشته شده توسط شفیعی در سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ و ساعت 19:13 |